تبليغاتX
دکتر ایکس - پس از جهنم!!
دستنوشته های یک داروساز

من نمیدونم تو این بیمارستان خراب شده ما چه خبره که هر روز شلوغ تر میشه!!! دیشب از ۷ عصر تا ۱ صبح، ۴۵۰ تا نسخه داشتیم، اونم نسخه های سنگین، نه تک قلمی و تکراری! واقعا" این وضع به کجا میخواد برسه؟

دیشب جهنم واقعی بود...نمیدونستم نسخه رد کنم، یا جلوی دعوای بچه ها با بیماران رو بگیرم، یا خودشون رو از هم جدا کنم که همدیگه رو تیکه پاره نکنن؟ بعد از چهار ساعت و نیم یک ضرب روی صندلی نشتن و نسخه رد کردن، نیم ساعت رفتم شام بخورم و استراحت کنم کم مونده بود سر اینکه کارها رو تو این مدت چطوری تقسیم کنن همدیگه رو بزنن! قبلا" مشکلی نبود ولی ظاهرا" تحملشون از این شلوغی تموم شده بود. عجب شبی بود...!!

یک رکورد جالب هم ثبت کردم...رد کردن نسخه ۳ قلمی در۸ تا ۹ ثانیه،شامل خوندن نسخه، چک اقلام و تعدادشون، دستور زدن و فرستادن برای تحویل (اون موقع بس که شلوغ شد یکی از بچه ها رو آوردم که نسخه ها رو به بیمارا تحویل بده). خودم هم باورم نمیشد... مثل گلوله نسخه رد میکردم و باز هم شلوغ بود!

فکر میکنم باید نیم شیفت یک نفر اضافه از این به بعد بیاد فقط برای تحویل دارو، وگرنه به مشکل میخوریم. فکرشو بکنین این وسط یک نسخه هم اشتباه پیچیده میشد، اون وقت ۱۰ تا نسخه عقب میفتادیم. بیچاره دو تا متخصص های داخلی و اطفالمون تا ساعت ۱ حتی دستشویی نتونسته بودن برن، چه برسه به شام!! فحش و ناسزا بود که از طرفشون نثار بیمارستان و مملکت و احمدی نژاد و جد و آباد ملت میشد. همینطور هم بچه های داروخانه. همه بریده بودن.

نمیفهمم این همه آدم بیکارن نصفه شب میان اونجا؟ به خدا نسخه ها رو که نگاه میکنی خیلی ها به راحتی تو خونه هم میتونستن مشکلشونو حل کنن. فقط به این خاطر که مجانیه. مجانی!! لعنت به این سیستم احمقانه. مردم اسم "رایگان" که میشنون همین طور هجوم میارن. میدونین به چی شبیه؟ صف غذای نذری رو دیدین؟ اکثرا" نه به خاطر تبرکش بلکه به خاطر مفت بودنش میان. اینجا که من هستم هم همین طوریه دقیقا". جوری میان دکتر و بعدش دارو میگیرن انگار فردا قراره قحطی دارو بشه یا اینکه دارو غذای نذریه!! کسانی داریم که هر شب اونجا هستن و انگار اعتیاد دکتر و دارو دارن! این چه وضعشه؟ تمام بدنم کوفته است. امیدوارم به زودی افزایش نیرو بدن و گرنه کم میاریم. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 9:57  توسط دکتر ایکس  |