مدتی بود که توفیق نوشتن پیدا نکرده بودم. با عذر خواهی از دوستان محترم و همکاران عزیزم، و همچنین تبریک عید غدیر، قسمت دوم پست نکات مهم در مسئولیت فنی داروخانه های شلوغ رو تقدیم می کنم.
ارتباط با پزشک :
پزشکان در سیستم درمانی خط اول می باشند. تعامل و ارتباط مناسب پزشک و داروساز از ارکان بسیار مهم در کارآیی هر چه بیشتر نظام بهداشتی درمانی به شمار می رود.
۱-برخورد با پزشک به عنوان خط اول جبهه درمان حرفه ای و یک همکار هم درجه از لحاظ علمی باید همیشه با ادب و احترام همراه بوده و هدف همواره باید همکاری دوجانبه در جهت تضمین هر چه بیشتر سلامتی بیمار باشد.
۲- حتی الامکان ازگفتگو با پزشک راجع به مسائل حرفه ای جلوی بیمار خودداری کنید .
۳- یکی از شایع ترین مشکلات مابین پزشک و مسئول فنی داروخانه، دستخط ناخوانای برخی همکاران پزشک است. متاسفانه دستخط به مرور زمان مانند جزیی از شخصیت هر انسانی می شود و تغییر آن اگر غیر ممکن نباشد بسیار مشکل است. در صورتی که به تازگی مسئول فنی داروخانه ای شده اید، نسخه های پزشکان بد خط مربوط به آن داروخانه را شناسایی و با بررسی تعداد زیادی از این نسخ به الگوی نوشتاری هر پزشک دست یابید. در صورتی که لازم شد، با در دست داشتن نسخ به پزشک مربوطه مراجعه و با همکاری ایشان نسخ را بررسی کنید.
۴- در صورتی که زمان کافی جهت بررسی اولیه نسخ ندارید و ناگهان با حجم زیادی از نسخه های ناخوانا مربوط به یک پزشک مواجه شدید، در مرحله اول با یک تماس تلفنی دوستانه سعی در حل مشکل داشته باشید. اگر با این روش پاسخ نگرفتید به ناچار از تحویل گرفتن نسخه های پزشک مربوطه خودداری و تمام بیماران را با ذکر این نکته که جهت اطمینان بیشتر پزشک باید نسخه را کمی خواناتر بنویسد، به پزشک ارجاع دهید.ازدحام ناشی از این کار پزشک مربوطه را جهت اصلاح حداقل جزئی دستخط خود تحت فشار قرار می دهد (به هر حال کاچی به از هیچیه!!) و گاهی واقعا" راهی جز این نیست.
۵- در صورتی که نسخه پزشک در نگاه اول از لحاظ علمی دارای اشتباه بود، یک دفعه خوشحال نشوید و هوس مچ گیری به سرتان نزند ( جهت داروسازان جوانی که از پزشک سالاری حاکم بر سیستم خیلی شاکی هستند!!) . دقیق تر نگاه کنید و با پرسش هدفمند از بیمار و مراجعه به رفرنس از یافته خودتان مطمئن شوید. در این میان سعی کنید سر بیمار را با بهانه های مختلف گرم کنید تا متوجه شک شما به نسخه و پزشک نشود.
۶- اگر پس از بررسی دقیق مطمئن شدید که نسخه اشکال علمی دارد ( منظور بیشتر تداخل هاست) با تماس با پزشک یا مراجعه حضوری مشکل را بررسی کنید. آداب همکاری و احترام را حتی اگر اشتباه پزشک واقعا" ناجور هم بود فراموش نکنید (درک می کنم کار سختیه و گاهی آدم به نقطه جوش میرسه ولی سعی خودتونو بکنید!) . به هر حال انسان جایز الخطا است و حتی بهترین ها هم اشتباه می کنند. آنچه که مهم است ممانعت از تکرار اشتباه است. و در همه حال حتی الامکان سعی کنید بیمار متوجه اشتباه پزشک نشود. شک بیمار به پزشک در نهایت یعنی بدبینی او به کل سیستم درمانی از جمله شما، پس دقت کنید. (البته در مورد بسیار معدود افرادی که با ضرب و زور پارتی و پول و ... مدرک مقدس پزشکی گرفته اند و با اشتباهات وحشتناک پشت سر هم خودشون جان بیماران رو تهدید می کنند، هشدار به بیمار و مقامات مربوطه از واجبات است.)
۷- برخی پزشکان با کمال تعجب جای دستور رو خالی می گذارند تا داروساز خودش دستور کلاسیک اون دارو رو بزنه. اما مواردی هم دیدم که این قضیه به داروهای قلبی، اعصاب و آنتی بیوتیک هم کشیده شده!! در این موارد تذکر دوستانه به پزشک رو فراموش نکنید. در صورت عدم حل مشکل، عبارت طبق دستور پزشک با مکانیسمی شبیه به مورد ۴، چاره ساز خواهد بود.
در باب ارتباط پزشک و داروساز اون هم در مملکتی که جایگاه داروساز واقعا" به درستی شناخته نشده و اصطلاحی با عنوان پزشک سالاری در سیستم دهان به دهان می چرخه، گفتنی ها بسیاره. اون چه که خوندید، نکاتی بود که عجالتا" به فکر من رسید. شخصا" اعتقاد دارم ارتباط داروساز-پزشک باید خیلی خیلی بهتر از اینی باشه که الان هست. حتی به نظرم میشه سایتی جهت تبادل نظر این دو گروه درست کرد تا بهتر بتونیم نقاط قوت و ضعف همدیگر رو بشناسیم و چه بسا سوء تفاهماتی که بینمون هست رو بتونیم به مرور برطرف کنیم. بالشخصه احترام خاصی برای پزشکان قائل هستم و فکر می کنم خوب و بد در هر قشر و گروهی پیدا میشه. به هر حال همه ما یک هدف داریم و اون سلامت بیماره. بنابر این از همه دوستان خواهش می کنم من رو از نظرات خودشون بی بهره نگذارن. فکر می کنم بتونیم ایده تبادل نظر و رفع اختلافات دو گروه رو از همین پست اجرایی کنیم. از همکاران پزشک و داروسازم خواهش می کنم علاوه بر نظر راجع به این پست،طی کامنت هاشون هر نوع گلایه و انتقادی از گروه مقابل دارن مطرح کنند تا بتونیم در گام اول، یک تصویر کلی از طرز فکر و دیدگاه همدیگر به دست بیاریم.
این روزا بدجور دارم درگیر شرکت میشم...دیروز مدیر کارخانه ازم خواست گزارش کاملی ( در واقع طرح) از قسمت بازاریابی با تمام پیشنهادات و روشهای مربوطه و لازمه تهیه کنم، گویا برنامشون اینه که مدیریت بازاریابی رو تغییر بدن ( البته مدیر فعلی شخص بسیار با تجربه و توانمندیه ولی چون یک پست خیلی مهم دیگه هم تو شرکت داره نمی رسه به این یکی). نمیدونم میخوان کسی رو از بیرون بیارن یا اینکه خودم باید عهده دارش باشم؟ امیدوارم همون اولی درست باشه چون دردسر و گرفتاری این قسمت بی نهایت زیاده و از لحاظ مالی هم فرق زیادی برام نمی کنه...
اگر خودم بخوام انجام بدم با روش های ایده آلیستی و به قول مدیر کارخانه آلمانی که من دارم کل شرکت به هم میریزه چون بازاریابی واحدیه که تمام سیستم رو در گیر خودش میکنه...و کل سیستم ما هر جاش یه مشکل عمده داره، به غیر از تولید و تحقیقات که از همه بی نقص ترن. آخرشم میترسم به توفیق اجباری و استعفای من از کارم منتهی بشه.
از یک سال پیش که من اینجا اومدم این بار سومه که مدیر بازاریابی داره عوض میشه. نفر اول داروسازی بود که کلا" به داروخانه خودش خیلی بیشتر می رسید تا شرکت. نفر دوم یک روزنامه نگار- درست خوندین، روزنامه نگار!!- بود که با ادعاهای دروغینش پدر شرکتو در آورد و لطمه بزرگی به سیستم زد (در مورد این موجود بعدا" توضیح میدم!). نفر سوم هم مدیر فعلیه که کارش عالیه اما کار اصلیش وقتشو میگیره.
اصلا" روزهای شرکتو دوست ندارم...انقدر دورو برم انرژی منفی حس میکنم که بیشتر ترجیح میدم برم تو اتاقم و در رو ببندم...حتی وقتی ماموریت جایی میخوام برم جوری تنظیم میکنم که با ماشین خودم از داروخانه برم تا مجبور نشم سر ماشین شرکتی یا آژانس با کسی سروکله بزنم! نتیجه اینکه الان یک ماهه سهمیه بنزینم تموم شده و دارم آزاد میزنم!!
دوستان کمی تو شرکت دارم که تازه به اونها هم مطمئن نیستم که زیر آب زنی نکنن. نمیدونم چرا این همه آدم به جای اینکه سرشون به کار خودشون باشه تو کار دیگران فقط فضولی میکنن؟ واقعا" باور نکردنیه رفتارای بعضیا، آدم فکر می کنه اومده حمام زنانه به جای شرکت داروسازی!! حالا شاهکارها و سوتی هایی که میدن جای خود...
واقعا" از شرکتی که مثلا" مسئول چاپ بسته بندی هاش وقتی میره چاپخانه به اختیار خودش یکی از رنگهای طرح جعبه مهمترین و جدیدترین محصول شرکت رو- که خودم طراحی کرده بودم اونم بعد از دوازده تا طرح تصویب شده بود!- موقع چاپ برای کاهش هزینه حذف میکنه و به کل کار گند میزنه، یا یکی از پرسنل فروشش- که با کمال پررویی هر جا زنگ میزنه خودشو دکتر فلانی معرفی می کنه در حالی که دیپلم هم به زور داره!!- میره شرکت پخش و به طرف میگه" هیدروکلراید نمیخوای؟"* چه انتظاری میره؟ فکرشو بکنین من بخوام همچین جایی مدیریت هم بکنم، الان که کارشناس و مسئول عنوانمه،انگار که جاشونو تنگ کرده باشم نصف شرکت میخوان سر به تنم نباشه وای به اون موقع
. روابط عمومی بدی هم ندارم ولی خب...ظاهرا" نیازی نیست حتما" آزاری به کسی رسونده باشی تا دشمن داشته باشی.اینم یکی از درس های تلخ زندگیه.
* توضیح برای خوانندگان غیر متخصص: خیلی داروها به صورت ملح(نمک) هستند مثل هیوسین ان-بوتیل بروماید، سیلدنافیل سیترات، کلسیم کربنات. این همکار ما از بی سوادیش و نا آشنایی به داروها به جای اسم دارو اسم ملحش رو که در این مورد هیدروکلراید باشه گفته بود. فکر کنین چه آبرویی از شرکت رفت!!
سلام مجدد خدمت همه دوستان.
از همه دوستانی که پست قبلی رو دیدند و نظر دادن سپاسگزارم.من جواب اکثر کامنت ها رو دادم و از این به بعد هم در مورد تمام پست ها حتما" این کار رو میکنم. فکر می کنم اینطوری میتونیم یک discussion خوب داشته باشیم. باز هم تاکید می کنم هر چیزی رو که فکر می کنید میشه به این پست اضافه کرد رو مطرح کنید، هدف تکمیل اطلاعات همدیگر است. الان می خواستم قسمت دومش رو بنویسم اما لازم دیدم دو تا خاطره از این هفته و ماجراهای داروخانه بگم:
۱-هفته پیش نسخه خانم جوانی رو رد کردم که متخصص داخلی براش فرفولیک تجویز کرده بود. وقتی داروهاشو دید...
خیلی با آرامش و منطقی گفت : آقای دکتر من تالاسمی دارم، نمیتونم آهن بخورم!
من : تالاسمی؟! به دکترتون گفتین؟
بیمار : نه شلوغ بود یادم رفت!
من : ازتون هم نپرسید که بیماری خاصی دارین یا نه؟
بیمار : نه! حالا میشه نسخه رو بدین من بدم دوباره بنویسه؟ فقط فولیک میخورم!
من: .....
من هیچ. من نگاه. من درمانده در این فکر که کدوم بیشتر مقصرن ؟ بیماری که مشکل به این مهمی رو یادش رفته بگه؟ پزشکی که حتی یک جمله ساده سوالی " بیماری خاصی دارین؟" خارج از وقتش بوده؟ بیمارستانی که از بس شلوغه پزشک و بیمار هر دو بدیهی ترین کارها رو فراموش می کنن؟ نظر شما چیه؟
۲-دیشب نسخه مرد میانسالی رو رد کردم که اریترومایسین داشت. به محض اینکه نوبتش شد...
بیمار: آقای دکتر من وارفارین میخورم، این دارو(اشاره به اریترو) ایرادی نداره؟
من: وارفارین؟! (سربیمار به نشانه تایید تکان میخورد ) به دکتر گفتین همینو؟!
بیمار: آره گفتم، گفت این داروها مشکلی با وارفارین نداره!
من : کمی صبر کنین من یه نگاه بکنم مطمئن بشم...
البته جمله آخر فقط برای این بود که فکرمو جمع و جور کنم و دنبال دلیلی بگردم که شاید این تجویز رو توجیه کنه. برای اطمینان بیشتر روی لپ تاپ مارتیندل رو سریع جستجو کردم و ...
There are several reports of potentiation of the effects of warfarin by erythromycin or its salts; inhibition of warfarin metabolism probably occurs. Although no clinically-significant increase in prothrombin time was found in 8 non-infected patients, the potential for an interaction was recognised.5 An enhanced response to warfarin has also been reported with azithromycin,6,7 with roxithromycin,8 which included reports of spontaneous bleeding, and with telithromycin,9 where mild haemoptysis occurred. Clarithromycin may potentiate the effect of acenocoumarol10 and of warfarin,11 although other factors may also have been involved in this case.
چاره ای نبود جز اینکه نسخه رو بگیرم و برم سراغ متخصص داخلی که نوشته بودش. وقتی به پزشک توضیح دادم، با قیافه ناراحت و جوری که مشخص بود بدجور بهش برخورده، شانه ای بالا انداخت و گفت : "مشکلی نداره اینا هم، ولی حالا میخوای براش آموکسی مینویسیم...!" و همین کارو کرد. بعد هم فرمودن:"همون قضیه P450 دیگه؟"
خواستم بگم مرد مومن، همکار عزیز، اون موقع که نسخه رو مینوشتی سیتوکروم P450 یادت نبود؟! یا برات اهمیت نداشت؟ یا چی؟!
فقط به تایید، تشکر و خداحافظی اکتفا کردم...نخواستم اعتماد بیمارا به پزشکشون از بین بره...بیمار مدام از من قدر دانی میکرد، من هم سعی داشتم بهش بقبولانم که پزشک اشتباه نکرده و درصد خطر خیلی پایین بوده، ما هم فقط خواستیم یه مقدار بیشتر احتیاط کنیم! اما از چشماش معلوم بود آب در هاون می کوبم....آیا دفعه بعد هم جرات می کنه بیاد پیش این دکتر؟ بعید میدونم.
طبق نظر دوستان، نکاتی رو در مورد روش عهده دار شدن مسئولیت فنی در داروخانه های خیلی شلوغ به عرض میرسونم. پیشاپیش یادآوری می کنم بعضی از این نکات ممکنه در نگاه اول بیش از حد وسواسی و بعضی ها ابتدایی به نظر برسه. به هر حال آن چه که می خوانید بر اساس تجارب شخصی خودم شکل گرفته و مخاطبش هم اون دسته از همکاران عزیزی هستند که تجربه چندانی در این مورد ندارند.
توضیح: این نکات در چند بخش به ترتیب قوانین طلایی- آمادگی برای شروع شیفت کاری-دستور زدن-کنترل نسخه-رفتار با بیمار-رفتار با پزشک- رفتار با پرسنل ارائه خواهند شد.
محل: یک داروخانه بسیار شلوغ و پر مشتری ( معمولا" چنین داروخانه هایی شبانه روزی دولتی یا دانشگاهی هستند) با چیزی حدود ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ نسخه در روز.
قوانین طلایی:
۱-چنین داروخانه هایی به علت حجم کار بسیار زیاد در زمان کم، خصوصیاتی مثل قدرت تمرکز، سرعت انتقال، قدرت تصمیم گیری سریع، توان فیزیکی و ذهنی و میزان تسلط بر نفس و اعصاب شما رو به چالش می کشند. هر بار شیفت دادن در این داروخانه ها به یک ماراتن نفسگیر و یک مبارزه بیشتر شبیهه تا یک شیفت کاری نرمال. بنابراین اگر کلا" اهل مبارزه و سختی کشیدن نیستید بیخودی خودتونو گرفتار نکنید.
۲-وظیفه داروساز در داروخانه فقط و فقط کنترل نسخه ها و دستور زدنه نه هیچ چیز دیگه ای مثل پذیرش یا گذاشتن ست و سرنگ در سبد. هر کدوم از این کار های اضافی تمرکز شما رو به هم میزنه و ضریب اشتباه رو بالا میبره.
آمادگی برای شروع شیفت کاری:
۱- برای انجام وظیفه به نحو احسن، ذهن شما باید مثل شمشیر برنده و آماده باشه. پس قبل از حضور در داروخانه سعی کنید حتما" خوب استراحت کرده باشید، حتی یک چرت نیم ساعته آرام هم جواب میده... خواب آلودگی موقع نسخه رد کردن یعنی سه برابر کردن امکان اشتباه. بعد از استراحت یک دوش هم چاشنی اش کنید که یهو بین خواب و بیداری کار دست ملت ندین!
۲- سعی کنید کاملا" fresh و سر حال باشید. در روزی که شیفت دارید سعی کنید از ایجاد هرنوع تنش حاد با اطرافیان و دوستان پرهیز کنید. در غیر این صورت اثراتش ممکنه به شدت و در بدترین موقعیت خودشونو نشون بدن.
۳-بعد از حضور در داروخانه، اولین کاری که می کنید مرتب کردن و آماده سازی روی counter و جلوی دستتون باشه. وسایل لازم و ضروری مثل مهر، خودکار و برچسب رو آماده و مرتب دم دست بگذارید.همچنین یک رفرنس معتبر مثلMartindale ،PDR یا ِFacts از ملزومات کاره (خودم همیشه لپ تاپم رو که آخرین ورژن Martindale روش نصب هست رو میبرم، برنامه رو باز می کنم و سیستم رو در standby قرار میدم، به نظرم این سریع ترین روشه)
کنترل نسخه و دستور زدن:
۱-در صورتی که قادر نبودید دستخط پزشک رو با اطمینان بخونید، از رد کردن نسخه خودداری و بیمار رو دوباره پیش پزشک بفرستید تا پشت نویسی کنه. از رد کردن دارو با شک و همزمان به کار بردن عباراتی مثل " ببر دکترت ببینه بعد مصرف کن" اکیدا" اجتناب کنید(در مورد اصول نسخه خوانی،بعدها مطلب مجزا و مفصلی خواهیم داشت).
۲-در صورتی که دستور پزشک خوانا نبود، با رعایت احتیاط و در نظر گرفتن شرایط بیمار و نوع دارو از دستورات کلاسیک استفاده کنید. اما در مورد داروهای حساس مثل گروه قلبی-عروقی و اعصاب حتما" طبق دستور پزشک بزنید و به بیمار هم توضیح بدید که چه اتفاقی افتاده و باید بره پیش پزشک.
۳- هنگام کنترل، مراقب فرم های تزریقی به خصوص آمپول های تیره رنگ 2ccباشید که خیلی راحت ممکنه با هم اشتباه بشن.
۴- حتما" پس از کنترل نسخه، تعداد اقلام نسخه رو هم با تعداد اقلام موجود در سبد چک کنید.
۵- در مورد دستور زدن، هر کسی روش خودش رو داره اما سریع ترین روش که بیشترین زمان رو برای بررسی نسخه به شما میده، چسباندن برچسب های آماده و از پیش نوشته شده روی لبه پیشخوان هست، به صورتی که فقط با یک انگشت قابل کندن و چسباندن روی دارو باشه. بهترین نوع لیبل ها اونایی هستند که فرمت هر...ساعت ۱ عدد دارند. با این فرمت شما قادرید تمام انواع دستورات رو به غیر از اونهایی که به صورت توضیح هستند ( مثل هفته اول روزی نصف قرص بعد از آن روزی یک عدد) با حداقل جرح و تعدیل روی لیبل پیاده کنید. برای این طور دستورات شما احتیاج به لیبل های تمام سفید معمولی دارید بنابراین یک ورق از این نوع رو هم دم دست داشته باشید.
۶- برای پیش نویسی لیبل ها، بهتر اینه که فقط هر ۸ ساعت ۱ عدد و تعداد کمی هم هر ۱۲ ساعت ۱ عدد درست کنید. اکثر داروهای پر مصرف TID هستند و برای اونایی که QID هستند هم به راحتی با یک چرخش خودکارو کمی پررنگ کردن میشه ۸ رو به ۶ تبدیل کرد. علت اینکه برای BID از لیبل جدا استفاده میکنیم هم اینه که در صورت زدن لیبل هر ۸ ساعت روی این داروها و فراموش کردن تغییر دستور به ۱۲ ساعت، بیمار در خطر overdose قرار میگیره اما در مورد داروهای QID برعکس این حالته و معمولا" عواقب overdosing بیش از underdosing هست، بنابراین اینجا دیگه ریسک نمی کنیم.
۷- فراموش نکنید خدا به شما دو تا دست و ده تا انگشت داده...پس سعی کنید از همشون استفاده کنید. نیازی نیست داروها رو یک به یک لیبل بزنید، با کمی تمرین در آن واحد میتونید تا ۴ بلیستر رو یکجا لیبل بزنید..البته ۳ تا معقول تر و راحت تره ( با انگشت شست که نمیشه و انگشت کوچک هم ممکنه برای جابه جایی یا ثابت نگهداشتن بلیسترها روی پیشخوان لازم بشه). فقط احتیاج به کمی کارو البته دقت داره
۸- برای دستور زدن شربت هایی که پیمانه ندارند از سی سی استفاده کنید. حجم قاشق مرباخوری و غذاخوری در مملکت ما همونطور که همه میدونید برابر میزان های تعریف شده استاندارد نیستند.
۹- در مورد دستور زدن یا نزدن برای آمپول هایی که روزی یکی تزریق میشن، بستگی به محل داروخانه و تجربه مسئول تزریقات داره...ولی کلا" مستحب است لیبل بزنید...اینطوری یک final check هم روی آمپول ها که به علت ظاهرشون امکان اشتباه خواندن و اشتباه شدنشان در نسخه بیشتره ( و معمولا" خطر بیشتری هم در صورت اشتباه دارند) انجام میدید.
۱۰- برای دستور شیاف و vag tab ( و هر چیز دیگه ای که استفاده مقعدی یا واژینال داره) ، حتما" دور عبارت هشدار دهنده استفاده مقعدی یا واژینال رو خط بکشید. البته مواردی هست که از غایت فقر فرهنگی، این کارها هم فایده نداره مثل بیماری که پماد آنتی هموروئید رو با خود تیوبش یکجا استعمال کرده بود، یا اونی که شیاف ایندومتاسین رو بدون اینکه از جلدش دربیاره مصرف کرده بود...اگر در چنین جاهای خفنی شیفت میدین متاسفانه مجبورید به اکثر بیماران توضیحات کافی (!) بدین.
۱۱-حتما" به پرسنل گوشزد کنید یک دارو رو حتی الامکان از دو شرکت مختلف توی سبد نذارن. این کار به راحتی ممکنه باعث overdose بیمار بشه.
۱۲-برای دستور زدن از ماژیک های quick dry میشه استفاده کرد و سرعت کار رو هم خیلی بالا میبره، مشروط بر اینکه تاب هزینه خرید مداوم ماژیک و جوهری شدن شدید دست و بالتون رو داشته باشید.از روان نویس برای دستور زدن استفاده نکنید چون جوهرش تا بخواد خشک بشه امکان داره پخش بشه و دستور رو ناخوانا کنه.
خب فکر میکنم تا همین جا برای قسمت اول کافی باشه. حتما" تمایل یا عدم تمایلتون رو برای ادامه مطلب در پست های بعدی، طی نظرات خودتون اعلام کنید. در صورت وجود هر نوع سوءال یا نکته ای که فکر می کنید از قلم افتاده با کمال میل آماده پاسخگویی هستم.
خب،عجالتا" گور پدر داروخانه! به اندازه کافی تکرار شده بحثش
! یه کم نفس بکشیم! مطلب پایین رو از یک وبلاگ پیدا کردم که اسمش رو الان یادم نیست، جالبه![]()
انشای من در مورد عزدواج
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است. حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند. در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم. از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود. در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است ! اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید. من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهریه وشیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند.همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود. دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند! اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. می گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید . ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان! البته زندان آدم را مرد می کند. عزدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است! این بود انشای من.
فعلا" اینو داشته باشین تا پست بعدی
! یا در مورد نرم افزارهای مفیده یا آخرین تکنیک های مسئولیت فنی در داروخانه های فوق شلوغ! هر کدومو بیشتر دوست دارین بگین تا بذارم
!!
دیشب آقای جوانی اومده بود داروخانه که نسخه اش استامینوفن ۵۰۰ داشت اما می خواست با کدئین عوضش کنه و خیلی هم اصرار داشت. وقتی دلیلشو پرسیدم گفت من سردرد دارم ! گفتم خب اینم مسکن خوبیه، دوزش هم بالاست، خواب آور هم نیست، وابستگی هم ایجاد نمیکنه.. خیلی جدی گفت مگه استامینوفن رو برای تب نمیدن؟ درد رو هم خوب می کنه مگه؟! گفتم پس چی! گفت من نمیدونستم تا الان هر بار سردرد گرفتم کدئین خوردم!!
واقعا" باید به حال این فرهنگ مصرف و این مملکت کلا" افسوس خورد. ملت انقدر کدئین خوردن یادشون رفته خود استامینوفن هم ضد درده!!
همچنین خانمی هفته پیش ساعت ۱۱ شب اومده بود نسخه دختر ۱۰ساله اش رو بگیره. وسط اون شلوغی که ۱۰ نفر حداقل جلوتر بودن، با پررویی و حق به جانبی تمام میگفت داروهاشو زودتر بدین امتحان ریاضی داره بچه ام!!!
این حرف رو اول به پذیرش گفته بود بعد اومد جلوی من هم تکرارش کرد. واکنش بچه ها دیدنی بود!! انقدر حرصشون گرفته بود از خود خواهی و لحن زننده این خانم که همین طور زیر لبی غر میزدن و به خودش و هفت جد و آبادش ناسزا میگفتن!! من خودم همیشه سعی می کنم با بیمار راه بیام و کارشو راه بندازم و به بچه ها هم همین طور یاد دادم، اما این بار خودم دلم می خواست نسخه اش رو جوری گم و گور کنم که تا فردا صبحش منتظر بشینه جلوی داروخانه! حتی وقتی بهش مثل بقیه گفتم بالا سر من واینسته و بشینه تا صداش کنم، دو ساعت کل کل کرد و تا وقتی تهدیدش نکردم که نسخه اش رو نمیدم زیر بار همین هم نرفت. واقعا" این زن سمبل خودخواهی بود.
دیشب شب آرومی بود چون با خوب کسی هم شیفت بودیم. یک متخصص داخلی که خیلی آروم و بدون عجله بیمارا رو ویزیت میکنه و مثل بعضیا فله ای مریض نمی بینه که بعد هجوم بیارن داروخانه!! باور کنید نسخه های این آقایون (معروف به داخلی های فله ای!) رو که می بینم وحشت می کنم. بیمار میاد میگه بابا این حتی سرشم بلند نمیکنه آدمو ببینه یا حرف بزنه، چه جوری نسخه نوشت؟! ما هم میگیم خب کارشه دیگه، وارده، دستش تنده و از این مزخرفات!!
یه متخصص داخلی هم داریم که خیلی با حاله! وقتی ساعت از ۱۱میگذره آثار خواب آلودگی درنسخه هاش هویدا میشه. از ۱۱ تا ۱ اشتیاهاتش منحصر به میلی گرم داروهاست، از ۱ تا ۲ اسمشون رو هم اشتباه میکنه و از ۲ به این طرف دیگه کلا" قاط میزنه و دستورات رو هم …!! مثلا" یه بار نوشته بود:
(!!)Tab(!) Omeprazole 40(!) mg, QID
چند وقت پیش رفتم داخل یک سوپری در سعادت آباد برای خرید. چیزای جالبی دیدم، هر چند مطمئنم خیلی هاتون ناظر این پدیده بودین ولی برای اونا که ندیدن جالبه احتمالا":


وقتی در سوپری دارو بفروشن ( هر چند OTC) معلومه ملت فهیم میان از ما دارو بدون نسخه میخوان! چه انتظاری داریم وقتی در اثر بی فکری مسئولین داروخانه و سوپری نزد مردم یکی قلمداد میشن؟!
ولی از این حرفا بگذریم، خداییش آدم از دارو متنفر هم باشه با این طراحی بسته بندی دلش میخواد ته جعبه رو بالا بیاره!! به خصوص دومی که برای بچه ها طراحی شده!